پدر من... | بلاگ

پدر من...

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

پدر من همونیه که وقتی چشم به دنیا باز کردم آروم توی گوشم اذان گفت
پدر من همونیه که وقتی برای اولین بار به جای  "بابا" گفتم "ماما" به شوخی شکایت کرد و خندید
پدر من همونیه که وقتی زمین افتادم دستمو گرفت و راه رفتن یادم داد
پدر من همونیه که وقتی کیف قرمز خوشگله رو خواستم فقط لبخند زد و برام خرید
پدر من همونیه که وقتی خسته و کوفته از سرکار اومده بود روی زمین قوز کرد تا من پشتش سوار شم و بازی کنم
پدر من همونیه که وقتی معلمم سرم داد زد کاری کرد معلم از مدرسه اخراج بشه
پدر من همونیه که وقتی کوچیک بودم و پسرا گریم انداختن جوری گوششون رو پیچوند که دیگه سمتم نیومدن
پدر من همونیه که وقتی شب سردم شده بود کتش رو بهم داد و زیر اون برف فقط لبخند زد
پدر من همونیه که وقتی ساعتی که خیلی دوسش داشت رو شیکوندم ناراحت شد ولی گفت یکی دیگه میخرم
پدر من همونیه که وقتی رضایتنامه ی اردو رو دادم بهش به جای مخالفت فقط گفت زیاد هله هوله نخور!
پدر من همونیه که وقتی میخوایم بریم بیرون با ذوق چادرمو سرم میکنم و بهش میگم حاضرم تا لبخندشو ببینم
پدر من همونیه که وقتی توی بیمارستان بستری شد بغضمو قورت دادم تا یه وقت ناراحت نشه
پدر من همونیه که وقتی لبخندشو میبینم دنیام رنگی میشه
پدر من همونیه که اگه ازدواجم کردم بازم میشینم باهاش منچ بازی میکنم
پدر من همونیه که طاقت دوریشو ندارم
پدر من همونیه که نظرش اولویت اولمه
پدر من همونیه که تنهام نمیزاره
پدر من....روزت مبارک :)


...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:21