جوک خوجمل ^__^ | بلاگ

جوک خوجمل ^__^

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

اسم زن همسایمون تهمینه س اسم شوهرشم رستمه اسم پسرشون رو هم گذاشتن سهراب 0-o





هر موقع میرم در خونشون احساس میکنم الان فردوسی در رو باز میکنه

ﺍﺯ یارو مـیپرسن:
ﺍﻪ ﺗﻮ ﻪ ﺟﻨﻠ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﻬﻮ ﻪ ﺷﺮ ﺟﻠﻮﻣﻮﻥ ﺳﺒﺰ ﺑﺸﻪ

ﺑﻬﺘﺮ ﺍﻨﻪ ﻪ ﻧﻤﺎﺯﻭ ﺑﺸﻨﻢ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﻨﻢ ﺎ ﺑﺎﺴﺘﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﻧﺪﻣﻮﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻢ؟




یارو ﺟﻮﺍﺏ میده: شما ﺍﻪ ﻭﺿﻮﺕ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﺸﺪ،وایسا ﻭ نمازتو ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻩ!

الان حرف زدن خیلی آسون شده

مثلا مولوی قبلا میخواسته به یکی بگه چرت نگو میگفته:
" این چه ژاژ است و فشار
پنبه ای اندر دهان خود فشار"


اما ما خیلی راحت میگیم
زر نزن باو :D

تو صف نذری قیمه یکی اومد داد زد: خیابون بغلی زرشک پلو با مرغ نذری میدن

همه دوین رفتن خودش امد چندتا نذری گرفت رفت
میخوام بگم استعداد تواین مملکت هرز میره ها
:|

وقتی که دارم فیلم میبینم، یه کم موس رو تکون میدم تا ببینم چقدر از فیلم مونده...


یه همچین آپشنی رو نسبت به اونایی که دارن باهام حرف میزنن هم می خوام!!

خداوند بعد از خلقت من ... 





حدوداً سیصد بار دکمهٔ کنسل رو پشت سر هم فشار داد

ولی متاسفانه اون موقع سِند شده بودم :|

یکی از افتخاراتم اینه:
که فقط خوشگل ها و خوشتیپ ها
پستامو لایک میکنن و نظر میدن

زشت ها فقط نگاه میکنن!


میگی نه؟ نگاه کن

...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 23:50